برآورد پایایی و روایی درجهبندی کانون ارزیابی با بهرهگیری از نظریه تعمیمپذیری
صفحه 1-20
https://doi.org/10.22055/jiops.2025.49140.1476
مجید سلیمی، حسن مشتاقیان ابرقوئی
چکیده نتایج کانون ارزیابی و بهرهبرداری از این نتایج، وابستگی قطعی به پایایی و روایی درجهبندیهای این کانونها دارد. هدف این پژوهش، بررسی پایایی و روایی کانون ارزیابی یک سازمان دولتی با بهرهگیری از نظریه تعمیمپذیری بود. نمونه آماری مشتمل بر دادههای مربوط به 340 مدیر (ارزیابیشونده) بود که براساس پنج بعد شایستگی و توسط شش ارزیاب، درجهبندیشده بود و براساس طرحی کاملاً متقاطع و تصادفی انتخاب شدند و بنابراین براساس ابعاد (D)، ارزیاب/روش (E) و ارزیابیشوندگان (P) مورد مطالعه قرار گرفتند. براساس یافتهها، مقدار دو ضریب G نسبی و مطلق بهترتیب 80/0 و 73/0 بهدست آمد. همچنین براساس تحلیل واریانس، مؤلفههای مرتبط با ارزیابیشوندگان، ابعاد و تعامل این دو، مجموعاً 58 درصد از واریانس کل را تبیین میکرد، درحالیکه مؤلفههای مرتبط با ارزیابان (روشها) و تعامل آن با افراد، تنها 6 درصد از واریانس کل را تبیین میکرد؛ بنابراین مطابق با رویکرد روایی همگرا-تشخیصی، دادههای این مطالعه از روایی کافی برخوردار بود.
رابطه ویژگیهای شخصیتی با تعهد سازمانی و عملکرد شغلی
صفحه 1-14
https://doi.org/10.22055/jiops.2025.49027.1484
عارف طاهریان نسب، ناصر نوشادی
چکیده یکی از دلایل تفاوت رفتار افراد در محیطهای مختلف، از جمله محیط کار به شخصیت و ابعاد آن برمیگردد. بنابراین بهنظر میرسد که با بررسی ابعاد شخصیت افراد، میتوان تا حدودی از دامنه رفتارهای آنها در سازمان آگاه شد و براساس این اطلاعات، تغییراتی در نحوه برخورد، تعاملات و انتظارات از این افراد ایجاد کرد. در واقع، سودمندی ارزیابی ابعاد شخصیت در محیط کار به پیشبینی رفتارهایی مربوط میشود که ممکن است برای کارآمدی سازمان یا سازگاری با حیات سازمانی حائز اهمیت باشند. هدف این پژوهش، بررسی تأثیر ویژگیهای شخصیت بر تعهد سازمانی و عملکرد شغلی کارکنان است. در این پژوهش جامعه آماری کارکنان دانشگاه یاسوج بود و براساس جدول مورگان تعداد ۱۰۳ نفر انتخاب شدند. در پژوهش حاضر از سه مقیاس استفاده شد. مقیاس شخصیت کوتاه نئو (NEO_IP)، مقیاس تعهد سازمانی آلن و مییر (Allen & Meyer, 1991) و مقیاس عملکرد شغلی پاترسون (Paterson, 1970) که هر سه از روایی و پایایی خوبی برخورداراند. دادههای جمعآوریشده از طریق این پرسشنامهها را با آمارههای توصیفی، همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه به روش گام به گام و به کمک نرمافزار SPSS-24 مورد تحلیل قرار گرفت. در این پژوهش مشاهده شد که ویژگیهای شخصیتی رابطه معنیداری با تعهد سازمانی و عملکرد شغلی دارد. همچنین نتایج نشان داد در رابطه بین صفات شخصیت و عملکرد شغلی، وجدانگرایی با 38/0 و برونگرایی با 25/0 رابطه مثبت و معنیداری با عملکرد شغلی داشتند، در بررسی رابطه ویژگیهای شخصیت با سه نوع تعهد سازمانی (عاطفی، مستمر، هنجاری)، برونگرایی با 24/0 و توافقپذیری با 19/0، با تعهد عاطفی رابطه مثبت و معنیدار داشتند، در رابطه با تعهد مستمر، روانرنجورخویی با همبستگی 30/0- رابطهای منفی و وجدانگرایی با همبستگی 32/0 رابطهای مثبت و معنیداری را نشان دادند و در بررسی تعهد هنجاری رابطهای مثبت و معنیدار با وجدانگرایی با همبستگی 29/0 مشاهده شد. نتیجه آنکه ویژگیهای شخصیت پیشبینیکننده تعهد سازمانی و عملکرد شغلی افراد هستند.
اثر رهبری تحولآفرین بر رفتار شهروندی سازمانی: نقش میانجی بازآفرینی شغل و نقش تعدیلگر تابآوری
صفحه 33-50
https://doi.org/10.22055/jiops.2025.49442.1487
هاجر براتی
چکیده در دنیای متغیر امروزی، سازمانها برای بقاء نیازمند کارکنانی هستند که فراتر از وظایف رسمی خود عمل کنند. رفتار شهروندی سازمانی تغییرمدار بهعنوان یکی از مؤلفههای کلیدی در زمینه شناخته میشود. هدف این پژوهش بررسی تأثیر رهبری تحولآفرین متمرکز بر فرد بر رفتار شهروندی سازمانی تغییر مدار از طریق بازآفرینی شغل بهعنوان میانجی و تابآوری کارکنان بهعنوان تعدیلکننده بود. این پژوهش از نوع رابطهای و کاربردی است که در آن جامعه آماری شامل ۲۴۸۷ نفر از کارکنان یک شرکت پتروشیمی در منطقه ماهشهر بود و براساس جدول مورگان، ۲۵۰ نفر از آنها بهطور تصادفی بهعنوان نمونه انتخاب شدند. پس از بررسی دادهها، ۲۴۷ نفر از شرکتکنندگان بهعنوان نمونه نهایی انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در این تحقیق شامل پرسشنامههای رهبری تحولآفرین متمرکز بر فرد، مقیاس بازآفرینی شغل، مقیاس تابآوری کارکنان و مقیاس رفتار شهروندی سازمانی تغییرمدار بود. دادهها با استفاده از نرمافزار AMOS و SPSS با افزونه Process Macro برای تحلیل میانجی و تعدیلی تحلیل شدند. نتایج نشان داد که رهبری تحولآفرین تأثیر مثبت و معنیداری بر بازآفرینی شغل و رفتار شهروندی سازمانی تغییرمدار دارد. همچنین بازآفرینی شغل بهطور مستقیم باعث افزایش رفتارهای شهروندی سازمانی تغییرمدار شد. اثر غیرمستقیم رهبری تحولآفرین بر رفتار شهروندی سازمانی تغییرمدار از طریق بازآفرینی شغل معنیدار بود. در نهایت، تابآوری کارکنان تأثیر رابطه بین رهبری تحولآفرین و رفتار شهروندی سازمانی تغییرمدار را تعدیل کرد، بهطوریکه این تأثیر در کارکنان با تابآوری بالا قویتر بود. این یافتهها بر اهمیت تابآوری و بازآفرینی شغل در تقویت رفتارهای نوآورانه کارکنان تأکید دارند.
رابطه عوامل روانی-اجتماعی محیط کار با عملکرد شغلی در کارکنان شرکتهای صنایع تجهیزات پزشکی: یک مطالعه همبستگی کانونی
صفحه 51-64
https://doi.org/10.22055/jiops.2025.49295.1480
پدرام مهاجرزاده، نوری کعب عمیر
چکیده هدف از پژوهش حاضر، بررسی رابطه عوامل روانی-اجتماعی محیط کار با عملکرد شغلی در کارکنان صنایع تجهیزات پزشکی است. این پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی بوده و جامعه مورد مطالعه شامل کارکنان شرکتهای صنایع تجهیزات پزشکی در شهر مشهد در سال ۱۴۰۳ است. از این جامعه، نمونهای شامل ۱۲۰ نفر از کارکنان به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در پژوهش شامل پرسشنامه عملکرد شغلی هرسی و گلداسمیت (۲۰۰۳) و پرسشنامه شاخصهای روانی-اجتماعی کپنهاگ (۲۰۱۹) بود. دادهها با استفاده از روش همبستگی کانونی و رگرسیون چندگانه در نرمافزار SPSS-27 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که عوامل روانی-اجتماعی محیط کار تأثیر معنیداری بر عملکرد شغلی دارند و مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار است. براساس یافتهها، سرمایه اجتماعی، وضوح شغلی و روابط بینفردی و رهبری بیشترین تأثیر را بر عملکرد شغلی دارند. همچنین نتایج نشان داد که رابطه غیرمستقیمی بین عوامل روانی-اجتماعی محیط کار و عملکرد شغلی از طریق متغیرهای میانجی سرمایه اجتماعی و وضوح شغلی وجود دارد. با توجه به نتایج پژوهش، بهبود سرمایه اجتماعی، وضوح شغلی و کیفیت رهبری میتواند موجب افزایش عملکرد شغلی کارکنان شود. بنابراین برگزاری کارگاههایی جهت تقویت عوامل روانی-اجتماعی محیط کار و ارتقای عملکرد شغلی کارکنان صنایع تجهیزات پزشکی توصیه میشود.
شناسایی شاخصهای خلاقیت سازمانی در مدیران مدارس آموزش و پرورش شهرستان بندر ماهشهر با رویکرد سرمایه فکری
صفحه 65-76
https://doi.org/10.22055/jiops.2025.49004.1471
خدیجه مرادیان، غلامحسین برکت، لیلا بهمئی
چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی شاخصهای خلاقیت سازمانی در مدیران مدارس آموزش و پرورش شهرستان بندر ماهشهر با رویکرد سرمایه فکری بود. روش تحقیق از نظر هدف دادهبنیادی و به روش اکتشافی انجام شده است. ابزار گردآوری دادهها مصاحبه میباشد که تعداد 10 نفر از خبرگان و متخصصان این حوزه همکاری کردهاند. تجزیه و تحلیل دادههای جمعآوریشده، به دو روش توصیفی و استنباطی از طریق نرمافزارSPSS انجام شد. نتایج نشان داد مؤلفه انگیزش، سبک تفکر و ابتکار عمل در بُعد ساختاری بهترتیب دارای فراوانی 125، 135 و 257؛ مؤلفه ویژگی شخصیتی، شایستگی و عزت نفس در بُعد انسانی بهترتیب دارای فراوانی 339، 340 و 286؛ مؤلفه تعاملات فردی، فرآیندهای اجتماعی و تأثیرگذاری مدیران در بُعد رابطهای بهترتیب دارای فراوانی 257، 309 و 327 بهدست آمدند که بیشترین فراوانی اشاره توسط مدیران به مؤلفه شایستگی در بُعد انسانی تعلق دارد. همچنین مؤلفه سازمانیافتگی ساختار سازمان، پیچیدگی سازمان و تشکیلات سازمانی در بُعد ساختاری بهترتیب دارای فراوانی 254، 198 و 214؛ مؤلفه جذب نیروی کارآمد، رضایت شغلی و دانش مدیران در بُعد انسانی بهترتیب دارای فراوانی 257، 243 و 159؛ مؤلفه رفتار اجتماعی، تعاملات سازمانی و میزان توجه مدیران در بُعد رابطهای بهترتیب دارای فراوانی 312، 324 و 178 بهدست آمدند که بیشترین فراوانی اشاره توسط مدیران به مؤلفه تعاملات سازمانی در بُعد رابطهای تعلق دارد. تعیین و اولویتبندی خلاقیت فکری و سازمانی مدیران مبتنی بر سرمایه فکری که میتواند زمینههای مهم و نیازمند تغییر و دستکاری را شناسایی و برنامه بهبود خلاقیت مدیران را متمرکز بر آن نماید، لذا توصیه میشود این مهم پیوسته مورد توجه قرار گیرد.
الگویی از تعهد سازمانی و قدردانی براساس نیازهای بنیادین روانشناختی با میانجیگری تنظیم شناختی هیجان
صفحه 77-92
https://doi.org/10.22055/jiops.2025.48911.1466
علی کریمی، جعفر حسنی
چکیده با توجه به اینکه تعهد سازمانی و قدردانی از مهمترین مؤلفههای سلامت درحیطه شغلی به شمار میرود. از اینرو، بررسی عوامل اثرگذار نظیر نیازهای بنیادین روانشناختی و تنظیم شناختی هیجان، میتواند در بهبود وضعیت روانی و شغلی معلمان از اهمیت بالایی برخوردار باشد. پژوهش حاضر با هدف مدلیابی تعهد سازمانی و قدردانی براساس نیازهای بنیادین روانشناختی با میانجیگری تنظیم شناختی هیجان در معلمان کلان شهر قم انجام شد. روش پژوهش توصیفی–همبستگی از نوع مدلیابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کلیه معلمان دوره ابتدایی و متوسطه شهر قم بود. با روش نمونهگیری در دسترس 423 معلم بهعنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده شامل پرسشنامه نیازهای بنیادین روانشناختی (BPNS)، تعهد سازمانی (OCQ)، قدردانی ((GQ-6 و تنظیم شناختی هیجان (CERQ) استفاده شد. تحلیل دادها با استفاده از نرمافزارAMOS و SPSSو بـه کمـک روش مدلیابی معـادلات سـاختاری بود. نتایج نشان داد که نیاز بنیادین خودمختاری، شایستگی و ارتباط بر تنظیم شناختی هیجان ناسازگارانه و سازگارنه اثر میگذارد. تنظیم شناختی هیجان ناسازگارنه بر قدردانی و تعهد سازمانی اثرگذار است. تنظیم شناختی هیجان سازگارانه بر قدردانی و تعهد سازمانی تأثیر میگذارد . در نهایت اثر تعهد سازمانی بر قدردانی دارای ضریب استاندارد 23/0 است. نتایج پژوهش حاضر بر نقش نیازهای بنیادین روانشناختی و تنظیم شناختی هیجان در پیشبینی تعهد سازمانی و قدردانی معلمان صحه گذاشت. از اینرو لازم است برای افزایش تعهد سازمانی و قدردانی به نقش عوامل نیازهای بنیادین روانشناختی و تنظیم شناختی هیجان توجه نمود.
رابطه بین ابعاد شخصیت با تابآوری شغلی و خودمدیریتی شغلی در کارکنان شهرداری شهر مشهد
صفحه 93-106
https://doi.org/10.22055/jiops.2025.48830.1463
پریسا احمدی منش، جعفر شعبانی
چکیده امروزه نقش با اهمیت شغل در ابعاد مختلف زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی مشخص است. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین ابعاد شخصیت با تابآوری شغلی و خودمدیریتی شغلی در کارکنان شهرداری شهر مشهد انجام شد. روش پژوهش توصیفی و از نوع مطالعات همبستگی بود. جامعه آماری کلیه افراد شاغل در سازمان شهرداری شهر مشهد در نیمه دوم سال 1402 به تعداد 420 نفر بود که تعداد 220 نفر از آنان براساس جدول مورگان به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه تیپهای شخصیت (مایرز بریگز، 2005)، تابآوری شغلی (لیو، 2003) و مهارتهای خودمدیریتی (Houghton & Neck, 2002) بود. دادههای پژوهش با تحلیل رگرسیون چندگانه و ضریب همبستگی پیرسون و استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 26 استفاده شد. یافتهها نشان داد که بین ابعاد شخصیت با تابآوری و خودمدیریتی شغلی رابطه مثبت و معنیدار دارد. بر این اساس میتوان نتیجه گرفت که ابعاد شخصیتی برونگرایی، حسی، عقلانی، قضاوتگرا و ملاحظهگرا باعث افزایش تابآوری شغلی و ابعاد شخصیتی احساسی باعث کاهش خودمدیریتی شغلی میشوند.
رابطه یادگیری سازمانی با نوآوری سازمانی: مطالعه موردی شرکت صنایع غذایی
صفحه 107-120
https://doi.org/10.22055/jiops.2025.48801.1462
جمشید شاه امیری فتاحی، یداله مهرعلی زاده، حمید فرهادی راد
چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه یادگیری سازمانی با نوآوری سازمانی: مطالعه موردی شرکت صنایع غذایی به اجرا درآمد. روش پژوهش این مطالعه، روش تحقیق آمیخته تبیینی بود. جامعه آماری در این پژوهش، مدیران و کارکنان شرکت صنایع غذایی مورد بررسی بودند که در سال 1402 در این شرکت مشغول کار بودند. برای جمعآوری دادهها از دو پرسشنامه استاندارد، پرسشنامه یادگیری سازمانی (1996) Watkins & Marsick و پرسشنامه نوآوری سازمانی (2011) Gunday et al. استفاده شد. این پرسشنامهها میان مدیران و کارکنان شرکت صنایع غذایی مورد بررسی توزیع و اطلاعات جمع آوری گردید. دادههای بهدست آمده با آزمونهای کولموگروف-اسمیرنف، همبستگی پیرسون و رگرسیون همزمان با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 26 تحلیل شدند. یافتههای پژوهش نشان داد که همبستگی یادگیری سازمانی با نوآوری سازمانی 37/0=r بوده است. همچنین تحلیل نتایج رگرسیون به روش همزمان بیانگر آن بود که خرده مقیاسهای یادگیری سازمانی بهصورت همزمان قابلیت پیشبینی نوآوری سازمانی را به میزان 49/0 =R و 24/0= R2 داشته است. بدین معنی که 24% واریانس متغیر نوآوری سازمانی بهوسیله متغیرهای یادگیری سازمانی تبیین میشود.
اثر مهارتهای بینفردی و تعهد سازمانی بر ظرفیت جذب دانش با نقش میانجی تسهیم دانش
صفحه 121-136
https://doi.org/10.22055/jiops.2025.49349.1482
علی مکاری بهبهانی
چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر مهارتهای بینفردی و تعهد سازمانی بر ظرفیت جذب دانش در شرکت بهرهبرداری تولید و انتقال آب جنوبشرق انجام شده است. این تحقیق از نوع کاربردی و به شیوه توصیفی-پیمایشی مقطعی طراحی شده است. جامعه آماری پژوهش شامل 527 نفر از کارکنان شرکت بهرهبرداری تولید و انتقال آب جنوبشرق وابسته به وزارت نیرو بوده که دادهها از طریق پرسشنامههای استاندارد جمعآوری شد. نتایج الگویابی معادلات ساختاری نشان داد که مهارتهای بینفردی با ضریب مسیر 11/0 اثر مثبت و معنیداری بر جذب دانش دارند و همچنین با ضریب مسیر 368/0 بهطور مستقیم بر تسهیم دانش اثرگذار هستند. تعهد سازمانی نیز با ضریب 642/0 به افزایش تسهیم دانش کمک میکند، اما اثر مستقیم آن بر جذب دانش (ضریب 094/0) نسبتاً ضعیف است و عمدتاً از طریق مسیر میانجی تسهیم دانش (ضریب مسیر غیرمستقیم 117/0) تأثیرگذار است. تسهیم دانش بهعنوان متغیر میانجی با ضریب مسیر 452/0 نقش کلیدی در ارتقای ظرفیت جذب دانش ایفاء میکند. ضریب تعیین (R²) مدل برای جذب دانش برابر با 914/0 بود که بیانگر قدرت تبیین بسیار بالا است. شاخصهای برازش مدل نیز شامل χ²/df برابر با 89/1، CFI معادل 934/0، TLI برابر با 904/0 و RMSEA برابر با 041/0 نشاندهنده کیفیت مطلوب و اعتبار مدل میباشند. این نتایج اهمیت توسعه مهارتهای ارتباطی، افزایش تعهد سازمانی و تقویت فرهنگ تسهیم دانش را بهمنظور ارتقای ظرفیت جذب دانش در سازمانها تأکید میکنند.
پیشبینی استرس شغلی ادراکشده براساس انگیزه شغلی و متغیرهای جمعیتشناختی
صفحه 137-148
https://doi.org/10.22055/jiops.2025.48941.1474
وحید نمازی، فرزانه منجزی، رضا شریفی
چکیده این پژوهش با هدف پیشبینی استرس شغلی ادراکشده براساس انگیزش شغلی و متغیرهای دموگرافیک در مرکز آموزش فنی و تخصصی نفت اصفهان در سال 1403 انجام شد. روش تحقیق در این طرح توصیفی و همبستگی میباشد، همچنین از نظر هدف کاربردی است. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان مرکز آموزش فنی و تخصصی نفت اصفهان به تعداد 220 نفر میباشند؛ روش نمونه گیری به صورت تصادفی ساده و براساس جدول کرجسی و مورگان تعداد 136 نفر انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه استرس شغلی کاهن و ولف (1964) و پرسشنامه انگیزش شغلی هاکمن و اولدهام (1980) است. جهت تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزار SPSS استفاده شد. نتایج حاصل از تحلیل دادهها نشان داد که ضریب همبستگی 742/0- R=در سطح (001/0>P) بین استرس شغلی ادراکشده با انگیزش کارکنان مرکز آموزش فنی و تخصصی نفت اصفهان در سال 1403 رابطه منفی معنیداری وجود دارد اما در متغیرهای دموگرافی (تحصیلات، سن و سابقه کار) رابطه معنیداری وجود ندارد (005/0<P). لذا نتیجهگیری میشود که میتوان با افزایش انگیزهکاری کارکنان سطح استرس را در آنها کاهش داد و همچنین با کاهش مشکلات فردی و بهبود شرایط محیطی انگیزه کاری را ارتقاء داد و منجر به عملکرد بهتر و افزایش بهرهوری سازمان شد.
تبیین چارچوب مفهومی عوامل مؤثر بر نگهداشت کارکنان در شرکتهای بخش خصوصی
صفحه 149-166
https://doi.org/10.22055/jiops.2025.50124.1500
رضا مزینانی، ندا نفری، میثم چگین
چکیده نگهداشت کارکنان، بهویژه در بخش خصوصی، به دلیل ویژگیهای ماهیتی این بخش، بسیار چالشبرانگیز است. لذا تحقیق حاضر، با هدف تبیین چارچوب مفهومی عوامل مؤثر بر نگهداشت کارکنان در شرکتهای بخش خصوصی انجام شد. این پژوهش از نوع آمیخته بوده و در دو فاز کیفی و کمی انجام شده است. جهت استخراج عوامل و شاخصهای مؤثر بر نگهداشت کارکنان از روش تحقیق کیفی با رویکرد تحلیل محتوا و جهت غربالگری شاخصها از روش دلفی استفاده شده و در نهایت از تحلیل عاملی تأییدی برای اعتبارسنجی چارچوب استفاده شد. در فاز کیفی، جامعه آماری شامل خبرگان در شرکت زیباسازان کیانا و خبرگان دانشگاهی رشته مدیریت بودند. با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند و براساس اصل اشباع نظری 20 مصاحبه انجام شد. سپس تجزیه و تحلیل دادهها به روش تحلیل محتوا انجام شد و تعداد 73 مفهوم در قالب 4 عامل شناسایی شد. سپس با استفاده از تکنیک دلفی، اعضای پنل بر 46 مفهوم در قالب 4 عامل فردی، سازمانی، شغلی و محیطی به اتفاقنظر دست یافتند. در فاز کمی، نمونه آماری شامل 210 نفر از کارکنان شرکت زیباسازان کیانا بود. نتایج نشان داد عامل شغلی با بار عاملی 834/0، عامل سازمانی با بار عاملی 715/0، عامل فردی با بار عاملی 646/0 و عامل محیطی با بار عاملی 472/0 بر نگهداشت منابع انسانی در شرکتهای بخش خصوصی تأثیرگذارند. نگهداشت کارکنان تنها تحت تأثیر یک عامل نیست، بلکه عوامل زیادی دخیل میباشند. لذا، رصد مداوم عوامل تأثیرگذار بر نگهداشت کارکنان و توجه به انگیزانندههای نوین در حفظ و نگهداشت کارکنان اهمیت بسزایی دارد.
بررسی تجارب زیسته متقاضیان ورود به دانشگاه فرهنگیان نسبت به کانونهای ارزیابی
صفحه 167-183
https://doi.org/10.22055/jiops.2025.48484.1456
محمد علی پور، مجتبی ملکی زهان، مرتضی سلیمانی کیا، امیرحسین ابراهیمی شاهرودی، محمد خسروی طناک
چکیده این مطالعه با هدف بررسی تجربیات داوطلبان ورود به دانشگاه فرهنگیان، با تمرکز ویژه بر مراکز ارزیابی و فرایند مصاحبه تخصصی پذیرش انجام شد. اهمیت این پژوهش در نقش حیاتی فرایندهای ارزیابی برای انتخاب معلمان شایسته و مناسب برای نقشهای آموزشی نهفته است. با افزایش نیاز به دقت و عدالت در چنین فرایندهایی، درک ادراکات و تجربیات داوطلبان برای اصلاح و بهبود روشهای موجود ضروری است. این پژوهش از رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی برای بررسی عمیق تجربیات ذهنی شرکتکنندگان استفاده کرده است. این مطالعه بر روی داوطلبانی متمرکز بود که در فرایند پذیرش دانشگاه فرهنگیان، پردیس شهید باهنر استان خراسان جنوبی شرکت کرده بودند. از میان این افراد، 18 نفر به صورت هدفمند و براساس معیارهای مشخص انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها از مصاحبههای نیمهساختاریافته استفاده شد. اعتبار سؤالات مصاحبه بهدقت مورد بررسی قرار گرفت تا اطمینان حاصل شود که سؤالات دارای ارتباط و وضوح کافی هستند. سپس دادهها با استفاده از مدل پدیدارشناسی اسمیت تحلیل شد که تفسیر نظاممند بینشهای شرکتکنندگان را تسهیل کرد. تحلیل مصاحبهها منجر به استخراج 49 کد مجزا شد. این یافتهها در چهار محور اصلی و 11 زیرمحور سازماندهی شدند. محورها شامل تجربیات مرتبط با ارزیاب (تخصص ارزیاب و اخلاق حرفهای در محیط ارزیابی)، تجربیات مرتبط با داوطلبان (تعامل، رقابت و پیشینه تحصیلی)، تجربیات مبتنی بر ابزارها و فعالیتها (بازی گروهی، بحث گروهی و آزمون روانشناسی) و تجربیات مرتبط با فرایند (عوامل اجرایی، زمانبندی اجرا و محیط فیزیکی) بودند. هر محور به تفصیل با اجزای خاصی توضیح داده شد. ارزیابی شایستگیهای حرفهای دانشجو-معلمان از طریق چارچوب ساختاریافته مراکز ارزیابی، روشی بسیار موثرتر و تخصصیتر نسبت به مصاحبههای سنتی ارائه میدهد. این روش معیارهای قویتری برای انتخاب داوطلبان شایسته فراهم میکند. علاوه بر این، ضروری است ابزارهای بیشتری به کار گرفته شود، دورههای زمانی طولانیتر برای ارزیابی درنظر گرفته شود و افراد باتجربه و تخصص بالاتر در این فرآیند مشارکت داشته باشند. چنین بهبودهایی نهتنها دقت و عدالت انتخاب داوطلبان را افزایش میدهد، بلکه به ارتقای استاندارد آموزش معلمان کمک کرده و در نهایت بهنفع کل سیستم آموزشی خواهد بود.
